|
دروغ را به سبک خود گفتن بهتر از حقیقتی است به تقلید از دیگری " داستایوفسکی"
|
دلم می لرزد
نمی دانم
عاشقت شده ام یا قهوه غلیظ بود .
چای سرد می شود
پس این بار هم
خیال تو بود که به دیدنم آمد .
سکوت حرف می زند
چشمان من تورا می خواهد دستان تو او را
سینه ام فریاد می زند ذهن تو قهقهه
باید رفت
پاهایم به خواب رفته اند
پشت درها
هزاران نفر ایستاده و می خندند
و لبخند تو
هزاران بار در ذهن من تکرار می شود.
عطرت با آن آهنگ همیشگی
هر بار در ذهن من می پیچد.
بدون صدای نفسهایت
تمام آهنگها یک نت کم دارند .