دختر زمستانمپنهان شده در کاخ تنهایی هراسان از آفتاب تموز
شاخه خودم دسته تیشه بود
جن ها در گرگ و میش آواز می خوانند ارواح می رقصند چشمان اهریمنی در پی شراب خون است و لولوها در پشت پرده ها عربده می کشند من از نفس های خودم می ترسم !
RSS